
به نام او که خالق زیبایی وعشق ودوستی و مهربانیست
سلام و عرض ادب خدمت شما دوستان مهربان و فراموش نشدنی
از اینکه مدتی از شما عزیزان مهربونم دور بودم
و نتونستم به ابراز محبتهاتون 
پاسخ بدم شرمنده محبتهای شما دوستان مهربونم هستم 
و متشکرم از تمام شما
عزیزان که مرا فراموش نکرده وبهم سر میزدین .
الان هم درست شش ماهه که من ننوشتم
گرچه خیلی از دوستان از من میخواستن که بازم بنویسم ولی
باور کنین اصلاً نمیتونستم آپ کنم یعنی فرصت نمیشد ازین
بابت هم از همه دوستانم عذر می خوام الان هم که می بینین
بازم نوشتم به خاطر شما عزیزان وبه خاطرعزیز دلم،
سارا جونم بود
دلیل اینکه بعد شش ماه میخوام تو یه همچین روزی بنویسم اینه
که امروز برام مقدس ترین، بهترین،زیبا ترین و آبی ترین روزه...
روزی که در اون یک فرشته پا به این دنیا نهاده فرشته ای که با
اومدنش به زندگی من به یکباره تمام زندگیم را رنگ شادی بخشید..
فرشته زمینی از همین جا میخوام تولدت رو تبریک بگم عزیزم و
بابت همه محبت هات و مهربونی هات ازت تشکر کنم هر چند
که هیچوقت قادر به جبران لطفهات نیستم

سارا جون تولدت مبارک




سارا جون تــــو زیباترین هدیه خدا هستی
محبت را در نگاهت و در گرمی دستانت و
صداقت را در وجودت حس کردم
شیرینی لحظه های زیستن با تولدت دوچندان شد
سوم دی، میلاد تو فرشته پاک که روزی سراسر شادی است
مبارک باد 

من امروزبه نیت گام نهادن تو به بیست و چندمین بهار زندگی،
بیست و چند بار خدای برگهای مسافر پاییزی را سجده می کنم.
بیست و... گلدان را آب میدهم، بیست و... کبوتر را آزاد میکنم،
بیست و... گل را نمیگذارم کودکان بازیگوش بچینند، بیست وچند بار
به روی رهگذران خسته لبخند می زنم، بیست و چند هزار بار آه می کشم،
بیست و چند هزار بار سر بر آسمان کرده دعایت می کنم، بیست و چند بار
خوشبختی ات را از خدا میخواهم و می گیرم، بیست وچند بار خدا را با
هزار لحن مختلف در بیست و چند حالت سبز با بیست و چند اشک زلال
صدا می زنم و بیست و چند بار بر روی بیست و چندمین برگ دفتر خاطرات
بیست وچند صفحه ایم می نویسم : زیبا جان، بیست و چند بار به توان
بیست و چند هزار بار آن عدد مجهول تولدت مبارک.
کسی که بیست و چند سال آینده هم همین قدر دوستت دارد.
بیست و چند بار با اسفند جوری که چشممان نزنند خیلی دوستت دارم.
زیبا جان بیست و چند سالگی مبارک.
نه اصلاً خیلی ساده، زیبا تولدت مبارک.





ba haft ta asemoon por az golaye yaso mikhak
ba sad ta darya por az eshtiagho poolak
ye ghalbe ashegh ba ye hese bi ghararo koochak
faghat mikhad behet bege tavalodet mobarak
tavalodet mobarak
ba mayi az ma be ma mehrabontar
ba mayi az ma be ma ashena tar
ba mayi manande khorshide sadegh
manande baran samimi az gol ba safa tar 

tavalodet mobarak
![]()
![]()


behtarinha ra vasat arezoo mikonam



خسته شدم از اینهمه تنهایی و نبودنت
منتظر تو موندن و هیچ وقت تو رو ندیدنت 
خسته شدم از اینهمه آوارگی در به دری
به دنبال تو بودن و از تو نبودن خبری
به جون تو خسته شدم، خسته و درمونده شدم
روزای عـمر من همه بدون تـــو هدر شدن
به خاطر نبـــودنت همــگی بی ثمر شدن
بیا و این دوروزه ی باقـیمونده عمـــرمو
بذار کنار تو باشم تمومـش کـــن عذابمو
خســــته شدم ازین همه تنهایی ونبودنت
منتظر تو موندن و هیچوقت تورو ندیدنت
خسته شدم ازین همه آوارگی دربه دری
به دنبال تو بودن و از تو نبودن خبری
به جون تو خسته شدم، خسته و درمونده شدم

به ياد داشته باش هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه کن
کسي هست که عاشقانه تو را مي نگرد
و منتظر توست اشکهاي تو را پاک مي کند
و دستهايت را صميمانه مي فشارد
تو را دوست دارد
فقط به خاطر خودت
به ياد داشته باش هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه کن
و اگر باور داشته باشي مي بيني ستاره ها هم با تو حرف ميزنند
باور کن که با او هرگز تنها نيستي هرگز
فقط کافي است عاشقانه به آسمان نگاه کني

اگه میتونستی در قلبم راه یابی در آنجا می دیدی زمزمه
ملایمی به گوش میرسد و میگوید

تو را دوست دارم محبوب من ! 

اگه می تونستی در اعماق روحم قدم بگذاری میدیدی آن
بیچاره سرگردان در جستجوی توهست و میگوید

تو را دوست دارم ماه من ! 

اگه می تونستی از راز درونی و آه سینه سوز من آگاه شوی
میدیدی که از میان آن شعله سرکش وجان فرسای من صدای
حقیقت وملایمی که درجان من طنین انداخته به گوش میرسد
که میگوید:

تو را دوست دارم ! 

اگه می تونستی نگاه های پی در پی چشم اشکبارم را بفهمی
احساس می کردی کسی میگوید

دوستت دارم خوب من ! 


...و ساليانيست دراز كه ميگويند : .... 
"عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد "
چرا چنین بود
اين سؤالي ست كه من از خود دارم 
مرا رهايم نمي سازد دمي ، چرا ؟
آيا هنوز هم چنيني بايد ؟ شايد ...
و ما مي شنيديم
بي آنكه فرياد كه نه ، نوايي آيد از كسي كه ، نه
و ما سكوت كرديم ، سكوت
و شرممان باد كه،چنين بر خواستيم به دفاع از عشق
و باز هم سكوت
و چه ناروا پنداشتند آنان كه زيباست اين جمله به اين وهم كه :
" سكوت علامت رضاست "
.... و باز هم ، سكوت
و من همچنان در انتظار ، كه نوايي آيد از كسي
تا فرياد بر آورم با او
عشق را نهان كردن ، روا نيست .


تولدت مبارک سارا جون

خیلی دوست دارم

ادامه مطلب
لينک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:6 توسط : ناصر


چه رؤياي زيبايي بود با تو بودن...




